«بنده گاهی صبحها به ارتفاعات تهران میروم. وقتی ما حرکت میکنیم، هوا تاریک و خیابانها خلوت است؛ وقتی به چراغ قرمز میرسیم، میایستیم. بنای ما بر این است. هیچ ماشینی هم از آن طرف نمیآید؛ میایستیم تا چراغ سبز میشود، بعد عبور میکنیم. من دیدهام وقتی ما این طرف چهارراه ایستادهایم، از آن طرف چهارراه یک ماشین دارد میآید و تصمیم هم دارد از چراغ قرمز عبور کند؛ یک خرده هم عبور میکند؛ اما وقتی میبیند آن طرف ماشینها ایستادهاند، او هم آهسته ترمز میگیرد و گاهی هم یک ذره به عقب میرود. یعنی انضباط اجتماعیِ یک نفر، در احساس لزوم انضباط اجتماعی در افراد مقابل تأثیر میگذارد.»